3) ترجمهٴ مجسطي از يوناني و از عربي به لاتيني؛ ترجمهٴ دومي (طليطله 1175)، مهمترين وسيلهٴ انتقال اخترشناسي بطليموسي به جهان غرب بود.
4) فعاليت بينظير ژرار كرمونائي در مقام مترجم عربي به لاتيني. در سايهٴ كارهاي او گنجينهٴ سرشاري از اخترشناسي يوناني و عربي در اختيار دانشمندان باختري قرار گرفت.
بدينترتيب، ژرار كاري را كه در آغاز سدهٴ دوازدهم، بهطور درخشاني در طليطله آغاز شده بود، بهاتمام رساند. او بههمان اندازهٴ هفت مترجمي، كه در كتاب اول از آنها سخن گفتم، تنها بود.
از يك جنبهٴ مهم، فعاليت او بر آنان برتري داشت؛ او مدت زيادي از وقتش را صرف آثار مربوط به اخترگويي نكرد. شك نيست كه چندتايي از آنها را ترجمه كرد، ولي اين معرف بخش كوچكي از مساعياش بود. مقارن نيمهٴ سدهٴ دوازدهم، بهمن اخترگويي عربي تقريباً بهآخر رسيده بود، بدبختانه زشتيهايي كه پديد آورد ادامه يافت و تا وقتي كه ابلهان زاده شوند ادامه خواهد يافت.
تا مدتي مديد، ترجمههاي لاتيني رسالههاي اخترگويي رايجترين واردات از عربي محسوب ميشد.
مقايسهٴ موضوعهاي (1) و (2) با (3) تصوير روشني از عقبماندگي جهان لاتيني بهدست ميدهد. درست در هنگامي، كه مسيحيان غربي توانستند مجسطي را بخوانند، مسلمانان و يهوديان سرگرم انتقاد از آن و برملا كردن ضعفهايش بودند. نظريهٴ نهايي كه ابراز كردند موفقيتآميز نبود، ولي انتقادشان درست و سودمند بود.
در اين مختصر از رسالههاي رياضي سخن نگفتهام. آثار زيادي تدوين شد، ولي هيچكدام مزيت ويژهاي نداشت. با اين حال، بايد بهخاطر داشت كه اخترشناسي شامل همهٴ مثلثات بود، و بسياري از موضوعات هندسهٴ فضايي، حساب، جبر. درست به همين دليل اخترشناسي و رياضيات را با هم و در يك زمان بررسي ميكنيم.
ز. فيزيك، فنآوري و موسيقي
1. مسلمانان شرقي. كتاب راهنمايي كه عبدالرحمن بن نصر مصري براي استفادهٴ محتسبان تأليف كرد، حاوي اطلاعاتي دربارهٴ اوزان و مقادير است. محمد ساعاتي بر بابِ غَيْرون دمشق ساعت بزرگي ساخت؛ بعداً پسرش رضوان (نيمهٴ اول سدهٴ سيزدهم)، اين ساعت را تعمير و چگونگي كار آن را شرح داد.
2. يهوديان شرقي. سموئيل بن عباس رسالهاي دربارهٴ وزن مخصوص نوشت. اين موضوع مخصوصاً مورد علاقهٴ فيزيكدانان مسلمان بود، و سموئيل همهٴ عمر خود را در شرق گذراند، با مسلمانان زندگي كرد و سرانجام مسلمان شد.
ابن جامع پزشك بزرگ مصري رسالهاي در كليات طب نوشت بهنام اﻹرشاد، كه قسمت آخر